می شناسیدش ...همان که نوشته هایش به سپیدی گل کاملیاست٫ به لطافت گل سرخ و ماندگاری درخت همیشه جوان٫ حسی که نوشته هایش ٫ ناتائیلش می دهد انگاری گوش دادن به صدفی ست که امواج آرام دریا را زمزمه می کند ...ماهورعزیزم را می گویم که مرا به بازی انتخاب بهترین پست دعوت کرده است .
بازی که از وبلاگ بدرقه آقای رضا امیدی برخواسته و تا کلبه درویشی من رسیده است از ماهورمهربانم که یادم کرده تشکر می کنم٫ اگر انتخاب بهترین پست دوستان بود راحتر بودم چون می توانستم پست های زیادی از آنهارا بشمارم ٫ولی پست های خودم ... نمیدانم ... همه آنها با حس و حال و موقعیت خاصی نوشته شده که برای من مثل دفتر خاطراتی هستند٫ فکر می کنم من هنوز آن پست دلخواهم را ننوشته ام .. همان پستی که به مادرم تقدیمش کنم و وصف تشکراتم و عشقم از تمام فداکاری هایش .... هنوز نتوانستم بنویسم و شاید آن بهترین پست من باشد ..
من٫ به خوشبختی اقاقی ها
که در یک کوچه ء گیج بی عابر
گرد همند ٫می اندیشم !
ذهنم از عشق سرشار است
اما...
فرو آمدن معجزه عشق٫
در هستی من٫
دورترین حادثه است ...
از همه دوستان نازنین که دوست دارنند در این بازی شرکت کنند دعوت به بازی می کنم ..
ماهور جان دوستت دارم ..![]()